jump to navigation

وافور ! نوامبر 22, 2008

Posted by شین in روزنوشت, طنز.
trackback

دانش آموزان یک دبستان به نمایشگاه عکس “اعتیاد” !! برده شدند.در میان نگاه های متعجب دانش آموزان ناگهان دانش آموزی جلوی عکس یک “وافور”  با ذوق و هیجان فریاد زد : اٍ از اینا که بابام داره.

دیدگاه‌ها»

1. امین هاشمی - نوامبر 22, 2008

ای ول!

2. elham - نوامبر 22, 2008

سلام شین جون.آخی….از یه نظر بانمک بود ولی باید یه آه گنده هم کشید.

سلام الهام عزیز خوبی؟بله دقیقا.

3. M.K_Soft - نوامبر 22, 2008

میگم راستی این وافور چه شکلی هست حالا؟
جدی میگم.

این شکلی : http://images.google.com/images?q=%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%88%D8%B1&ie=UTF-8&oe=utf-8&rls=org.mozilla:en-US:official&client=firefox-a&um=1&sa=N&tab=wi

البته فکر کنم اونی که سرش گرده باشه

4. عمو هوشنگ - نوامبر 22, 2008

معصومیتی که میسوزد …

5. محمد - نوامبر 22, 2008

داشتن خیابون یکی از روستا های اطراف شهر ما رو آسفالت میکردن، بچه مدرسه ای ها برداشته بودن قیر رو رخته بودن تو پلاستیک و به اسم تریاک به پیرمردای محل قالب کرده بودن! اونام رفتن مدرسه شکایت! :) )

=))
زمونه بر عکس شده.:))

6. مانیا - نوامبر 23, 2008

آخی بمیرم الهی…آدم نمیدونه به این سادگی و معصومیت لبخند بزنه یا گریه کنه؟

ای وای خدا نکنه مانیا جون.صد سال زنده باشید

7. دل‌زده - نوامبر 24, 2008

نکنه بازم عزیز دل و خیالاتش؟

:) ) نه این بار موضوع عزیزدل نیست
خاطره ای بوده که یکی از دوستان تعریف کرد.این ماجرای برادر کوچکش بوده.

8. غیرت وبلاگی « دوشیزه شین - دسامبر 6, 2008

[...] جک ها دست اول یک مطلب وبلاگم را بدون ذکر منبع کپی کاری کرده اند.جالب اینجاست که [...]